محمد محمدى گيلانى
224
شرح مناجات شعبانيه ( فارسى )
از حقتعالى است و تا از سوى حضرتش توفيق به عبد افاضه نگردد ، بر مراد و قضاى الهى گردن نمىنهد و ممكن هم نيست كه گردن نهد و راضى به قضاى حق باشد ، زيرا : ما كهايم اندر جهان پيچ پيچ * چون الف او خود چه دارد ؟ هيچ هيچ گر بجهل آئيم ، آن زندان اوست * ور بعلم آئيم ، آن ايوان اوست گر بخواب آئيم ، مستان و بيم * ور ببيدارى ، بدستان وييم ور بگرييم ، ابر پر زرق وييم * ور بخنديم ، آن زمان برق وييم ور بخشم و جنگ ، عكس قهر اوست * ور به صلح و عذر ، عكس مهر اوست خلق را چون آب دان صاف و زلال * اندر او تابان صفات ذو الجلال علمشان و عدلشان و لطفشان * چون ستارهى چرخ در آب روان پادشاهان مظهر شاهى حق * عارفان مرآت آگاهى حق خوبرويان آينهى خوبى او * عشق ايشان ، عكس مطلوبى او بهر اين فرمود با آن اسپه او * حيث وليتم فثمّ وجهه « 1 » رضاى بنده پرتوى از رضاى خداست رضاى عبد از حضرت پروردگار نيز پرتوى از رضاى آن حضرت است كه در وجود وى منعكس گرديده همان گونه كه قدرت و ارادهء عبد پرتوى از قدرت و ارادهء نامتناهى حقتعالى است كه در جانش انعكاس يافته است . و كلمهء جامع آنكه : هر انسانى مظهر و آيينهء نمودار برخى از اسما و صفات الهيند ، بلكه هر موجود امكانى
--> ( 1 ) مثنوى مولوى .